سه روز اول سال، به مثابه تداعی کننده «سالی که نکوست از بهارش پیداست» بود. نوروز امسال و سال نو برای من با شنیدن بیانات، گفتگوی تلفنی و دیدار حضوری معنای دیگری یافت.

در اولین روز بهار با سخنان پدرانه مقام محترم رهبری روبرو شدم. آن‌چنان‌که فرمودند منظور از حماسه سیاسی شرکت آحاد مردم در انتخابات و آنرا در پرتوی حضور همه سلیقه‌ها دانستند. امید که این سخن والا راهبردی عملیاتی برای انتخابات پیش‌رو شود و خود نیز دور جدیدی از همدلی را در کشور سبب گردد. انشاء‌الله چنین باد.

در دومین روز بهار مواجه شدم با صدای گرم و دلنشین علی عزیز همان که پر مهر و محبت است و بیزار از خشونت. همان که به صورت وصف‌ناپذیری دوستش دارم. همان که کاش همه جوانان این مرز و بوم مثل او شوند. قبلاً هم گفته بودم که در این دوره 13، 14 ساله آشنایی با او؛ هیچ نوع بیزاری؛ نه در کلام نه در رفتار او ندیدم. یادتان است که قبلاً نیز نوشته بودم که چه کسانی فرزانه‌اند. آری آنانی که آزاداندیش‌اند و از هر گونه تنفر به دورند، فرزانه‌اند. او چنین است.

و اما در سومین روز سال نو و در دیداری نوروزی، باز هم با علی آقای دیگری، چهره رخ نمود. همان که برای پسرم صالح، هم برادر و هم پدر است. او را که می‌بینم انگار معصوم‌گونه‌ای را دیده‌ام، در همین مدت کوتاه آشنایی در چهره‌اش چیزی ندیدم جز اخلاص و معصومیت.

با این حساب چرا دلم سرشار از شور و محبت و امید نشود.