سفرنامه نویسی
چندی ایست که دست به قلم نبرده ام امشب با مرور وبلاگ همسرم قصد کردم تا برای شما سلسله مطالبی از سفر نامه حجم را که سالها قبل نوشته ام تقدمتان کنم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید
مقدمه
هر کدام از ما آدمها در زندگی آرزوهایی داریم، این آرزوها گاه آنقدر بزرگ و رویایی است که دست نیافتنی به نظر میرسد و گاهی هم آرزوهایی است که برای رسیدن به آن با کمی تلاش موفق خواهیم شد.
من در طول زندگیام به لطف خدای مهربان به بسیاری از آرزوهایم دست یافتهام. سفر معنوی و روحانی حج یکی از آرزوهای دیرینهام بود، که در سال 1385 محقق شد.
در طول سفر هر شب قبل از خواب، مشاهدات روزانهام را به رشته تحریر در میآوردم، تا در آینده با خواندن آن تجدید خاطرهای از این سفر به یادماندنی داشته باشم.
در یکی از روزهای تابستان سال 1387 استاد ارجمند جناب آقای قنوات میهمان ما بودند، ضمن گفتوگوهای گوناگون دامنۀ صحبت به خاطرات حج کشیده شد. من یادداشتهایم را به ایشان نشان دادم.
استاد پس از مطالعه چند پاراگراف از نوشتههایم، مرا تشویق کردند یادداشتهایم را تایپ کنم، و من از فردای آن روز شروع به تایپ این دست نوشتهها کردم. اینک این دل نوشتهها را به شما خواننده عزیز، تقدیم میکنم.
امیدوارم، با مطالعه آن شما نیز از این سفر روحانی حظّ و بهرهای ببرید. انشاءالله
«اِنّ اوّلَ بیتٍ وُضع للناس للّذی ببکّه مبارکاً و هُدیً للعالمین.»(سوره آل عمران/ ۹۶)
نخستین خانهای که برای مردم ساخته شد، خانهای است که در مکه قرار دارد، خانهای است مبارک و هدایتی است برای جهانیان.
امام رضـا (علیه السلام) فلسـفه حـج را اینگونه میفرمایند:
«فلسفه حج آن است که انسان میهمان خدا باشد و به سوی خدا حرکت کند و درخواست خوبی بیشتر از خدا بکند و از تمام گناهانی که انجام میداده است خارج شود.»
یا الهی
عاصیام، بر در مولای کریم آمدهام
گر عظیـم است گُـنه، پیش عظیـم آمدهام
تن بیتاب من و طاقت آتش؟ هیهات
سخت دهشتزده از خوف جحیم آمدهام
ای امان همه دلهای هراسان، منِ زار
به پناه تو زِ هَر وحشـت و بیـم آمدهام
ای شفا بخش دل غمزده، درمانم کن
کـه به درگـاه تو با قلب سقیم آمدهام
دست منگیر و عنایتکن و آزادم کن
کـه زبون در کف شیـطان رجیـم آمدهام
دل پرخون «شفق» میتپد از فرط امید
کـه به درگـاه خـداوند رحیـم آمدهام
27 آذرماه 1385 مطابق با 26 ذیقعده 1427 قمری ساعت 9:45 دقیقه بامداد ..........