سفرنامه نویسی 2
فرودگاه هاشمی نژاد مشهد
27 آذرماه 1385 مطابق با 26 ذیقعده 1427 قمری ساعت 9:45 دقیقه بامداد.
پس از سالها انتظار روز دوشنبه فرا رسید. به امید خدا و با توکل بر حضرت حق همراه همسرم(مهدی شریفی) عازم سفر معنوی حج هستم. امروز صبح بعد از خداحافظی با خانواده و بستگان در حسینیه نصرت مشهد عازم فرودگاه شدیم. خاله جان اشرف السادات[1] که به علت شکستگی پا و ناراحتی قلبی در سالهای گذشته از این سفر روحانی باز مانده بودند، امسال پس از سالها انتظار به لطف خدا با ما همراه بودند. پس از انجام مراحل اداری ساعت 11:30 دقیقه طبق اعلام قبلی به طرف سرزمین وحی پرواز کردیم. خوشبختانه پرواز بدون تأخیر و در ساعت مقرر انجام شد.
پس از استقرار در هواپیما مهمانداران با نهایت ادب از ما پذیرایی کردند. پذیرایی مفصل بود، جوجه کباب، برنج، دِسِر، آبمیوه، ماست، سالاد بعد از صرف غذا چای و قهوه سرو شد.
این پرواز، هیجان انگیز، بهیاد ماندنی و پرواز آرزوها بود، دقیقه شماری میکردم که هرچه زودتر به مقصد برسیم. بالاخره در ساعت 3:45 دقیقه بعدازظهر به وقت عربستان خلبان اعلام کرد که در آسمان شهر جده هستیم و هواپیما تا لحظاتی دیگر به زمین خواهد نشست، و نیز اعلام نمود که درجه حرارت هوا در جده هم اکنون 30 درجه بالای صفر است.
از هواپیما که خارج شدیم نسیم گرمی در شبه جزیره عربستان میوزید، که برایمان خوشایند بود. چنین هوای گرمی در این موقع از سال، گرما بخش وجودمان بود، مخصوصاً ما که چند ساعت پیش هوای سرد و زمستانی مشهد را تجربه کرده بودیم.
فرودگاه جده بزرگ بود، اما نه چندان مجهز! در بدو ورود در نمازخانه فرودگاه، نماز ظهر و عصر را اقامه کردیم، ساعت مچیام را به وقت عربستان تنظیم نمودم و سپس به سمت گیت ورودی رفتیم، به سرعت و بدون هیچ مشکلی، مراحل اداری و چک کردن پاسپورتها برای ورود به عربستان انجام شد. حدود ساعت 5 بعدازظهر کاروان ما را برای استراحت بر روی قالیهایی که در محوطۀ فرودگاه جده به همین منظور پهن شده بود هدایت کردند. در همان محل نماز جماعت مغرب و عشاء را به امامت روحانی کاروان اقامه کردیم و بعد از نماز چای و میوه و شام سرو شد. ما همچنان در این محل استراحت میکردیم و منتظر بخش دیگری از کاروانمان بودیم که با پرواز 14:30 دقیقه به طرف جده پرواز کرده بودند. هوا بسیار مطبوع بود و جای مناسبی برای استراحت.
پس از رسیدن گروه بعدی و استراحت کوتاهی که داشتند، در حدود ساعت 20:30 دقیقه با اتوبوسهایی که از قبل آماده بودند به طرف جحفه[2] به راه افتادیم.
مسجد جحفه در 120 کیلومتری مکه واقع است. و زائرانی که از جده به طرف مکه می روند در این محل مُحرم می شوند.
پس از دو ساعت طی مسیر، به مسجد جحفه رسیدیم، پس از احرام بستن در میقات و خواندن 6 رکعت نماز مستحبی و خواندن تلبیه[3] آماده ورود به مکه شدیم و در آنجا برای همه ملتمسین، دعا کردیم.
خدایا! تو که ما را دعوت نمودی، پذیرایمان باش. ما لباس دنیا را از تن درآوردیم و لباس آخرت پوشیدیم، غسل کردیم به امید اینکه پلیدیها و گناهان را از تن بشوییم. در عین حالی که زندهایم، مُردیم(خویشتن را تُهی از هرگونه تعلق به دنیا نمودیم) تا دیگر بار زنده شویم، انسان شویم، آدم باشیم. لبیک میگوییم که با لبیک پاسخمان گویی! نکند که لبیک ما را با لالبیک پاسخ دهی؟ خدایا نکند دست خالی برگردیم؟
ساعت 1 بامداد روز سه شنبه 27 ذیقعده است، و اینک با قلبی مالآمال از شوق دیدار خانه معشوق و لبیک گویان به سوی شهر مقدس مکه در حرکتیم.
پس از طی مسافتی (حدود 3 ساعت) به محل اقامتمان در خیابان ستین شهر مقدس مکه رسیدیم......
--------------------------------------------------------------------------------
1. اشرف السادات مقدس، خالهجان اینجانب هستند. ایشان خانم مؤمنهای است که در سن 65 سالگی توفیق یافت، به سفر حج تشرف یابد. من و همسرم همراه بودن ایشان در این سفر را موهبتی از جانب خداوند برای خودمان میدانستیم.
2.جحفه یعنی سرزمین وسیع یا سرزمین سیل گرفته. در حال حاضر یکی از محلهای احرام است.
3.تلبیه: خواندن ذکر «لبیک اللّهم لبیک، لبیک لاشریک لک لبیک، ان الحمد و النعمه لک والملک لاشریک لک لبیک» است که با خواندن آن احرام کامل میشود.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:13 توسط حشمتالسادات مشهدیحسینی
|