دو غصه
در پست قبلی برایتان یک قصه را تعریف کردم و امروز از دو غصه براتون مینویسم. یکی داخلی و یکی خارجی
۱. شده تا به حال، دوستی را، عزیزی را، در فشار و تنگنای ناجوانمردانه ببینید اما کاری از دستتان برنیاد. این روزها غصه می خورم از اینکه کاری از دستم برنمی آد.
۲. این روزها به عنوان مسلمان غصه می خورم که در روی صحنه این مسلمانان اند که همدیگر را می کشند. مسلمان به دست مسلمان کشته می شود آن هم با توجیه به ظاهر دینی. غافل از اینکه این جمود است که کار بدستشان داده . این فریب خوردن از فریب کاران است که کار به دستشان داده. این عمله گی دنیا خواهان است که کار به دست مسلمانان داده. مسلمانانی که غافلند از پشت صحنه.
+ نوشته شده در شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23:9 توسط مهدی شریفی
|