انگار نمی شود یا لااقل من نمی توانم، شاید هم اعتقادم اجازه نمیدهد، از این مطلب گذر کنم، باورم این است که یکی از اشکالات ما آدم ها گذر سریع از مفاهیم است. شاید اگر بر هر مقوله ای کمی مکث و تامل و درایت کنیم، وضعمان بهتر شود.

چرا هنوز که حداقل خود را با فرهیختگی نسنجیدم، رد شوم؟ شاید این گونه بد قولی ام را - البته به نوعی دیگر -  جبران کنم. بدور از خود کم بینی و بدور از خود بزرگ بینی که، به ۳ عامل فرهیختگی نظر میکنم، می یابم، که باید برای رسیدن به آرامشی نسبتا کامل، به تلاشی ۵ برابر نیاز مندم و برای دوری از بیزاری باید تمرین رواداری و دوستداری ام را ۱۰ برابر کنم و برای آزادی از ترس، کوششم را ۲ برابر نمایم.

اینگونه است که معلوم میکنم که در فرهیختگی اگر رفوزه نباشم، بد جوری تجدید هستم.