حد وسط یا اعتدال خود یک فضیلت است، اما به زعم من، از آن جهت که این فضیلت به مثابه یک معیار برای فضایل دیگر است، آن را در بخش کلیات قرار می­دهم.

در دو سوی حد وسط، افرط و تفریط است، به همین خاطر، ممکن است ما به هنگام تصمیم­گیری در یک وضعیت خاص دچار اشتباه شویم. به گفته­ی ارسطو میانه­روی آن مسیری است که به قله می­رسد از میان دو پرتگاه رو در روی هم.  نیز آنده کنت می­نویسد: اعتدال انسان را ارباب لذت­ها می­کند، نه بنده­ی آن. اعتدال فضیلتی است که در عدم وابستگی، ما را کمک می­رساند.

آری با رعایت حد وسط است که نه خودستا می­شویم نه کم رو، نه آتشین مزاج می­شویم نه بی­رگ و بی­خاصیت، نه پرخوری می­کنیم نه کم­خوری،... عدم رعایت حد وسط در اوج خود مرگ یک چینی را در پای کامپیوتر رقم می­زند، و در فرود خود، باعث ناخوشی می­شود، وقتی که به قصد خوش بودن آن قدر در اس ام اس بازی زیاده­روی می­کنیم که به هنگام دریافت قبض موبایلهایمان، ناخوش می­شویم.