تجارب اخلاقی (2) - اخلاق زیارت
عرض کردم که میتوانیم گاهی دربارهی زیارت اخلاقی سخن بگوییم و گاهی دربارهی اخلاق زیارت، که موضوع این پست است.
لابد همهی ما تا حدودی آداب (اخلاق) زیارت را میدانیم. در کتب ادعیه جز به جز آمده است. اما سوال این است که آیا معصومان فقط با همان شرایط، زیارت ما را، حرف و درد دل ما را میشنوند و پاسخ میگویند. در روزگار جوانی، در دورهی سربازی، سوار بر موتور گازی، سال ۶۰ خورشیدی، همانطور که که در خیابان تهران و دور حرم (آن زمان) حرفهای مادر و خواهرانم که تصمیم به دامادیام گرفته بودند را، مرور میکردم، ناگاه در حین حرکت، به امام رضا (ع) -آن امام مهربان- میگفتم: شما که میدانید که سربازم، هیچ ندارم، شما که آگاهید که میخواهند مرا زن بدهند... پس از شما میخواهم، آن کسی نصیب و قسمتم شود که نتیجهاش رضای شما باشد... همین جملات را در حال حرکت، بدون وضو، و بدون همهی آن آداب و اخلاق زیارت، در عین سادگی و خامی جوانی میگفتم که به مقصد رسیدم.
شاید در آینده درباره لطفهای آن حضرت جملاتی را تقدیم کنم.