عرض کردم که می­توانیم گاهی درباره­ی زیارت اخلاقی سخن بگوییم و گاهی درباره­ی اخلاق زیارت، که موضوع این پست است.

لابد همه­ی ما تا حدودی آداب (اخلاق) زیارت را می­دانیم. در کتب ادعیه جز به جز آمده است. اما سوال این است که آیا معصومان فقط با همان شرایط، زیارت ما را، حرف و درد دل ما را می­شنوند و پاسخ می­گویند. در روزگار جوانی، در دوره­ی سربازی، سوار بر موتور گازی، سال ۶۰ خورشیدی، همانطور که که در خیابان تهران و دور حرم (آن زمان) حرف­های مادر و خواهرانم که تصمیم به دامادی­ام گرفته بودند را، مرور می­کردم، ناگاه در حین حرکت، به امام رضا (ع) -آن امام مهربان- می­گفتم: شما که می­دانید که سربازم، هیچ ندارم، شما که آگاهید که می­خواهند مرا زن بدهند... پس از شما می­خواهم، آن کسی نصیب و قسمتم شود که نتیجه­اش رضای شما باشد... همین جملات را در حال حرکت، بدون وضو، و بدون همه­ی آن آداب و اخلاق زیارت، در عین سادگی و خامی جوانی می­گفتم که به مقصد رسیدم.

شاید در آینده درباره لطف­های آن حضرت جملاتی را تقدیم کنم.