در پست (1) این عنوان، از فیلسوفان و حقوق‌دانان عذرخواهی کردم. امروز هم عذرخواهی‌ام را تکرار می‌کنم، در آن پست اشاره کردم که حقوق بشر فقط می‌تواند یک اخلاق حداقلی را به ارمغان آورد. اما امروز از زاویه‌ی انگیزه‌ها به این رابطه اشاره می‌کنم. معتقدان به حقوق بشر به صرف انسان بودن ما را واجد حقوقی برابر می‌دانند و وقتی به مقدمه‌ی اعلامیه‌ی حقوق بشر نظر می‌کنی، متوجه انگیزه‌های تدوین آن می‌شویم، من حقوق بشر را از منظر انگیزه‌ها کاملاً اخلاقی قلمداد می‌کنم، همان عامل اصلی همه‌ی اعمال ما که اگر انگیزه نیک باشد، عمل هم نیک می‌شود، اما اگر صرف عمل به حقوق بشر را ملاک قرار دهیم، معلوم نیست که بتوان ارتباط کاملاً اخلاقی میان آنان برقرار کنیم، زیرا حقوق بشر می‌تواند ما را وامی‌دارد که عملی را انجام دهیم، اما توان آن را ندارد که درون ما را -حتی هنگام عمل- با آن همراه سازد. اینگونه است که نتیجه‌گیری می‌کنم اگر مبنای انگیزه‌های نیک حقوق بشر را ملاک قرار دهیم از حیث اخلاقی در اوج قرار می‌گیرد، اما صرف عمل خشک و بی‌روح، آن را به فرو می‌کشد.