درکتاب رساله ای کوچک درباب فضیلتهای بزرگ آمده است:

دریک جامعه توسعه یافته ، آن چه ضروری است بدست آوردنش آسان است، آن چه ضروری نیست به دست آوردنش وحفظ آن با آرامش دشوار است.ولی چه کسی به داشتن چیز ضروری راضی است ؟ چه کسی می داند که غیر ضروری را فقط زمانی که دردسترس است ،دوست بدارد. فقط آدم فرزانه ،شاید.

حال که ما جامعه توسعه یافته نیستیم و اگر،  جامعه درحال توسعه باشیم چه باید بکنیم، مسابقه بدهیم دربدست آوردن غیر ضروریات یا قانع شویم به ضروریات. واگر دست یافتن به ضروریات زندگی ،خود، مسئله جامعه ما باشد ! چه باید کرد؟