تکلیف شجاعت در عرصه اجتماع را پست قبلی روشن کرده است. خدا نکند که رئیس یک مجموعه یا حاکمان یک ملت ترسو یا بی باک باشند، چرا که ترس موجبات زبونی، ضعف نفس و خود کم بینی را فراهم می آورد و بی باکی میتواند یک مجموعه یا یک ملت را به خود بزرگ بینی و اقدام به کارهای نسنجیده بکشاند.

همانطور که استمرار ترس موجب حقارت است، اصرار بر بی باکی نوعی حماقت بحساب می آید، اما شجاعت ( فارغ از ترس و فارغ از بی باکی ) فضیلتی است که میتواند عزت نفس، ثبات و پایداری و بلند همتی یک مجموعه یا یک ملت را به ارمغان آورد.