ایشان(ایت الله شیخ مهدی نوغانی) نه فقط یک آیت الهی،عالمی فرزانه،پیرمردی روشن ضمیر، که برای من پدر بود. پدر روحانی، پدر معنوی. بارها برای گرفتن راهنمائی خدمتشان می رسیدم و ایشان همچون پدری دلسوز و آگاه همدلی و راهنمائی میکردند.

سال ۷۶ عرصه بر من تنگ آمده بود، با اینکه ایشان در جوار حق آرمیده بودند، اما به نیابت از وجود نازنینش و با اعتقاد کامل از آگاهی روحش، به پسرشان که حالا جای پدر نشسته بود، مراجعه کردم. از الطاف پدرشان یاد کردم و توضیح دادم که میان ۴ راهی حیران مانده ام، و تقاضای ۴ استخاره را کردم. فرزند، همچون پدر با لطف گفت: چون در موقعیت خاصی قرار دارید، اجازه بدهید تا فردا صبح، بین الطلوعین، برای هر ۴ مورد استخاره بگیرم   (۱. دعوت همکاری برخی مراکز اداری ـ سیاسی ۲. مامور به خدمت شدن در دانشگاه فردوسی ۳. محبت دوست دیرینه ام مبنی بر کار آزاد در زمینه صادرات و واردات و نهایتا ۴. به هر ترتیب در جهاد ادامه دادن.)   کاغذ شماره گذاری شده را تقدیم کردم و همان لحظه یه روح آن سفر کرده درود فرستادم. فرذا، پاسخ را دریافت کردم اینگونه آمده بود: ۱. خوب است اما اولش با زحمت همراه است. ۲. از نظر دنیوی خوب است.  ۳. متوسط است.  ۴. از نظر .... بسیار خوب است.