وای بر این عدالت، که چقدر نگون بخت است، تا جایی که در نوشته های من هم چند پاره شد. و چه خشک و پیچیده، که نه میتواند گره از کار خود بگشاید نه گره از کار دولتمردان و نه گشایشی برای مردم ایجاد کند. بگذرم.

پنجمین نوع از عدالت که آنرا عدالت روالی نام می نهیم، به ما میگوید: عدالت را به سان روندی منصفانه تعریف کن تا توزیع منافع در نتیجه آن روند - هرچه باشد و هر قدر هم نابرابرانه - عادلانه دانسته شود.مثل قرعه کشی بانکها. در این روند، همه صاحبان حساب پذیرفته اند که پولی بگذارندو منتظر بمانند تا قرعه کشی انجام شود، آنوقت به یکی ماشین می افتد و به یکی ۱۰ هزار تومان وجه نقدی و به شمار زیادی،هیچ. اما چرا هیچ کس حس نا عادلانه ای ندارد، زیرا این روند را از قبل پذیرفته اند. در این نوع از عدالت اصل، ایجاد آزادی و وجود فرصت های برابر است.

با یک مثال دیگر عدالت روالی را روشنتر میکند، مسلم است که درآمد کسی که به دنبال صنعت میرود با کسی که به دنبال شعر و ادبیات میرود برابر نیست، اما آنگاه که هر دو به مطلوبی که حاصل گزینش اختیاریشان است، میرسند، هیچ حس نا عادلانه ای به آنان دست نمیدهد.