روش قرآنی یا اخلاقی

۱. اين روزها و اين شب‌ها همه از وي‍ژگيها و روشهاي حكومتي حضرت علي(ع) مي‌گويند. از عدالت حضرتش مثال مي‌آورند،يكي به عدم دخالت خويشاوندي و رفاقت با آشنايان استناد مي‌كند، و ديگري به ناله‌هاي ايشان در عدم رعايت حقوق و نيازهاي مردم زمانش استدلال مي‌ورزد. حالا فرض كنيم كه بخاطر اين استفاده‌هاي موردي كس يا كساني (مثل من) به ترديد بيفتند و با خود بگويند چه كسي درست يا درست‌تر مي‌گويد؟
۲. آنچه مسلم مي‌نمايد اين است كه بي‌شك آنكه و آنچه موجب ترديد مردم شود كاري بس غير اخلاقي را مرتكب شده است.
۳. اینجاست که نقش حكومت متمایز میشود، که اگر مي‌خواهد اخلاقي عمل كند بايد شرايط انتخاب درست در قبول يا رد نظرات متفاوت را فراهم آورد. و اگر نمي‌خواهد به روش‌هاي اخلاقي كه اولين شرطش آزادي و اختيار مردم در انتخاب است را رعايت كند لااقل به روش قرآني متمسك شود، روشي كه در آن مردم، همه سخنان را گوش فرا میدهند و سخن درست را خود انتخاب میكنند.      

مواظبت از گفتار


۱. چندی پیش با خانمم به مجلس عروسی ای رفته بودیم. ایشان معمولا در مجالسی که نوار موسیقی تند پخش میشود، نمی نشیند. به همین واسطه پس 45 دقیقه به من زنگ زد که سوئیچ ماشین را بده تا در ماشین بنشینم. (چرا که به خاطر نزدیکی خانوادگی آقا داماد اخلاقا بایستی در ضیافت شام حاضر می بودیم و هم اینکه در بخش مردان خبری از این جور چیزها نبود) القصه ایشان در ماشین می نشیند و من پس از دقایقی بدون این که جلب توجه ای شود آرامکی به او میپیوندم. صدای آقای دکتر احمدی نژاد که حاکمیت او را رییس جمهور  می داند پخش میشد. آری ایشان در حال معرفی وزیران پیشنهادی جدید به مردم بودند. اندر صفت آنانی که رفتند و جایگزین هر یک استدلالهایی اقامه میکردند که بماند. اما متاسفانه در صفت یکی از این وزرای تغییر کرده از تشبیه هلو استفاده کردند.
2. همین هفته پیش در مجلس افطاری شرکت کرده بودم، آقای دکتر ... که بغل دست من نشسته بود گفت: رفته بودم از سوپر آب میوه بخرم که مواجه شدم با این گفته صاحب مغازه: از طعم (نام آن وزیر بی گناه را برده بود) هم میخواهید، آقای دکتر ادامه داد اول متوجه بحث نشدم اما پس از اشاره ای دیگر ... منظورش را فهمیدم
3. راستش را بخواهید از همان روز تا الان هنوز این بحث مرا رها نکرده که چطور این آقا که رییس جمهورش می نامند به خود اجازه می دهد که هتک یک انسان را بکند و بعد ما هم با لبخندی و یا قهقه ای از کنار آن بگذریم. و چطور میشود که  برخی از او بدون هیچ منطق اخلاقی حمایت میکنند. وا افسا.  چطور جوابگو خواهند بود. عاقبت نزدیک و سنگین است.
4. کمی نزدیکتر هم، چیزهایی به گوش می رسد که هضمش آسان نیست، اگر بر صندلی فرهنگ مینشینیم باید مواظب گفتارمان باشیم. کار به جایی نرسد که بجای استفاده از کلمات زیبنده، کارمان به استفاده از کلماتت زننده و اصطلاحاتی همچون شخم برسد. بی توجهی ما را به سقوط میرساند البته نه سقوط از صندلی.
همه باید متوجه باشیم و خدایا تو خوب میدانی که نویسنده بیش از همه خود را محتاج این توجه میداند. الهی مددی.

این سه مطلب فقط یک نشانه کوچک از بی اخلاقی های بزرگ امروز است.

۱. اطلاعیه دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی
به نام خدا
در جریان حوادث سیاسی بعد از انتخابات، متأسفانه بداخلاقی های بی سابقه ای در انتشار اتهام های جهت دار با هدف تخریب شخصیتهای اثرگذار جامعه ملاحظه می شود.

۲. عماد افروغ: پيشرفت جبهه بي‌اخلاقي
مي توان با قطعيت گفت كه توسل به راه‌ها‌ي اخلاقي مدت‌هاست براي پاسخ دادن و گفت و گو با طيف خاص نزديك به قدرت، پاسخگو نيست. زير راه‌هاي اخلاقي و مذاكره در فضايي كارساز است كه اخلاق ارزش محسوب مي‌شود اما اخلاق براي اين طيف سال‌هاست كه مرده است؛ ترور گسترده شخصيت‌‌ها نشان از اين دارد كه اين افراد ماشه تفنگ خود را به سمت وجهه ديني و اخلاقي جامعه ما نشانه رفته‌اند و نه يك بار كه هر روز اخلاق را كشته‌اند و زير پا له كرده‌اند        

۳. رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« امروز باید مصمم‌تر از پیش بر خواسته به حق جنبش اصلاح‌طلبی یعنی "تغییر" پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است.»
وی در ادامه اظهار داشت:« مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رأی مردم و عدالت و کرامت انسان و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن اهداف سند چشم انداز مطالبه کردند؟»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«امروز هم سخن ما این است که "شائبه بی‌اثر شدن رأی مردم در نظام باید برطرف شود و اعتماد خدشه دار شده مردم به عنوان مهم‌ترین پایگاه و پشتوانه اعتبار نظام به سرعت ترمیم شود."»
خاتمی ادامه داد:« آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار داده‌اند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با معیاری مسلم انسانی و اخلاقی، بی‌اعتنا به رأی مردم و حتی بی‌اعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده می‌شود؟»