خانم دکتر ابتکار: قرار بود اخلاق، سیاست را مهار کند

معصومه ابتکار در گفت وگوي خود با ايسنا تلاش کرده است که ديدگاه هاي خود را در مورد  ضرورت تحقق شروط براي شرکت در انتخابات، جايگاه اخلاق در انديشه سياسي امام(ره)، ضرورت مشارکت در مديريت سياسي کشور بعد از مشارکت در انتخابات، پايگاه اجتماعي اصلاح طلبان بيان کند.
معصومه ابتکار  سخن خود را اينطور آغاز مي کند که يکي از مباني فکري که منتهي به انقلاب اسلامي شده و امام (ره) بسيار بر آن تاکيد داشت و شايد نظريه ولايت فقيه و تاسيس حکومت نيز ريشه در اين اعتقاد امام(ره) داشته باشد، اين بود که در چارچوب تفکر اسلامي و با فضيلت هاي اخلاقي مي شود،  سياست را مهار کرد و نظامي مبتني بر ارزش هاي ديني و خواست و اراده مردم بر پا کرد که در آن حکم خدا، اخلاق، انسانيت و شرافت حرف آخر را بزند، نه قدرت.
معصومه ابتکار با اشاره به اين موضوع که اصلاحات عميق و اساسي را ابتدا از خودمان شروع کنيم، تصريح مي کند که براي تغيير دادن دنيا نيازي نيست از مديريت جهاني حرف بزنيم، بايد ببينيم خودمان چه کرده ايم و چقدر به حرف هايي که زده ايم عمل کرده ايم. اين گناه بزرگي است که شعار بدهيم، اما عمل نکنيم.
وي با تاکيد بر شروع اصلاحات از فرد و بعد سرايت آن به خانواده و جامعه تصريح کرد: ما راهي جز تنوير افکار عمومي و انجام اصلاحات عميق در سطوح اجتماعي و سياسي نداريم، البته اگر بخواهيم مشي متعالي انقلابي و اسلامي را حفظ کنيم و ادامه دهيم.....

یافته‌های قرآنی 3

آیه ۷ به بعد (تا آیه ۲۰) همین سوره (بقره) در باب منافقان است. به گفته قرآن، آنانی که با دو رویی قصد فریب و گاهاً تمسخر دیگران را در سر دارند. جالب است که خداوند بلافاصله پس از ارزیابی فریبکارانه از نفاق منافقان، بیان میدارد که آنها در واقع خود را فریب می‌دهند. اما کو گوش و دل شنوا.  
می‌گویند منافقان از کفار بدترند یک دلیلش شاید این باشد که کافر از کسی و دینی مایه نمی‌گذارد اما دو رو از دین و آیین و شعائر مایه میذاره. تا که به نفعش برسه. به قول قدیمی‌ها منافق می‌خواد هم از تُبره بخوره و هم از آخور.

خداوند پس از این آیات بشارت‌هایی به پرهیزکاران میدهد و به آن‌ کافران نصیحت و دلالت می‌کند. اما کو یک جو پذیرش. و پس از آن داستان جانشینی انسان در روی زمین طرح می‌شود و از سرباز زدن شیطان می‌گوید و سپس از خطای آدم و حوا می‌گوید و بیرون راندن آنان از بهشت. و بعد از آن از توبه آنان و پذیرش توبه آنها سخن بمیان می‌آید. اما چه سود...

آیا این سوالات می‌تواند صحیح باشد: اگر جناب آدم و حوا لغزش نمی‌کردند ما آدمیان کجا بودیم؟ چه وضعیتی را طی می‌کردیم؟ و اصلاً اگر در بهشت متولد می‌شدیم و آنجا زندگی می‌کردیم آیا خوب و خوشبخت محسوب می‌شدیم؟ یا باید این‌گونه می‌شد تا بهشت را به بها دهند.   

یافته‌های قرآنی 2

در آیات 6 به بعد سوره بقره خداوند بحث کافران را پیش کشیده، یادآوری کرده که درباره کافران بیخودی تلاش نکنید چه اونها رو بیم بدید و چه بیم ندید فرقی نمی‌کنه، اونا از کفرشان برنمی‌گردند.

در حین خوندنِ این آیات، اون مثل مشهور به ذهنم تبادر کرد که خدا نکنه کسی خودشو به خواب بزنه، اگه خودتو هم بکُشی، نمی‌تونی او رو از خواب بیدار کنی درست بر عکس کسی که خوابِ واقعی است، با یکی دو بار صدا زدن از خواب بلند میشه.

میگن کفر به معنای پوشوندنِ چیزیه، در جایی، یا به تعبیر من قایم کردن چیزی است. فکر کنیم کسی یک دانه یا جنس گران قیمتی را زیر خاکی پنهان کنه، هر چی بگی فایده نداره چرا که با اراده خودش چیزی که پیدا بوده پنهان کرده و به همین دلیل عمراً که بشه از اون بخوای که او خودش پیدا کنه.

آیا این نتیجه درسته؟ 1. اینکه کافر اون آدم مغرضی است که خدا رو و دین خدا را یافته و شهود کرده اما اونو با اراده خودش قایم میکنه. 2. اگه کافر اینه پس به نظر می‌رسه کفار از نظر تعداد، نمی‌تونن در برابر مومنان، منافقان و اضافه میکنم مشرکان، زیاد باشند. 3. در نتیجه برخلاف تصور عرف کافران بسیار نیستند و بسیار هم اندکند.

یافته‌های قرآنی

منم یکی مثل همه اونهایی که در این ماه قرآن می‌خونن، آیاتی از قرآن را، البته ترجمه‌ی قرآن را، نگاه می‌کنم و می‌خونم. در ده بیست آیه اول سوره بقره از ویژگی سه دسته از مردم، مومنان(پرهیزگاران) و کافران و منافقان، حرف بمیان میاره و درباره پرهیزگاران صفات و مشخصاتی را بیان داشته که اگر مایل بودید خودتون تشریف می‌برید و می‌خونین اما یکی از اون ویژگی‌ها اینه:(ای پیامبر) پرهیزگاران(مومنان) کسانی‌اند که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو، یعنی بر پیامبران پیشین، نازل شده، ایمان می‌آورند.... اینان رستگارند.

آیا این نتیجه درسته؟ 1. ما باید به قرآن و انجیل و تورات و ... ایمان بیاوریم. 2. ما باید بدونیم در این کتب آسمانی چه فرامینی آمده است. 3. آیا این آیه اثبات می‌کند که پس فرامینِ مشترکی در ادیان اسلام و مسیح و یهود و...(ادیان ابراهیمی) وجود دارد؟ 4. اگر آری، جنس این فرامین مشترک در حوزه اعتقادات است یا در حوزه اعمال عبادی(آیینیات) یا در حوزه اخلاقیات؟

یک خاطره

روزگارانی به درازای بیش از ۲۰ سال پیش از این، من و جناب آقا مرتضی عطاریان به دعوت جناب آقای دکتر خواجه حسینی (آن زمانها جناب ایشان مهندس بودند) برای همکاری به ستاد برگزاری گنگره ای  فرا خوانده شدیم. طبیعتاً همکاران ما جمعی از اعضاء هیات علمی، دانشجویان و کارکنان دانشگاهی بودند. اگر اشتباه نکنم روز سوم همکاری، در راه برگشت به جهادبود، که آقا مرتضی رو بمن کرد و گفت در کمیته شما چه کسانی مشغولند و من گفتم یک از کارمند، چهار دانشجو و یک عضو هیات علمی. او رو بمن کرد و گفت خوش بحالت در کمیته من همه کارمندند، سپس آهی کشید. چند ثانیه‌ای مکث کرد و گفت باید قدر جهادمان را بدانیم، گفتم چطور برادر، گفت وای که نمیدانی که اینان چقدر پشت سر هم حرف میزنند، نمیدانی .... ، وای که چقدر فاصله است میان فضای صمیمانه جهاد با ادارات....