جایگاه اخلاق در مکتب امام علی علیه السلام
- اگر پرهیز از کار اخلاقی نبود من از همه اعراب سیاستمدارتر بودم.
- اگر اصلاح جامعه در گروی افساد خودم باشد من از این کار پرهیز خواهم کرد. (نقل به مضمون)
در پست های قبل از شرایط اخلاقی معرفی کاندیدای ریاست جمهوری گفتم، شرایطی همچون امید بخشی به مردم، گستره هرچه بیشتر اجماع، دغدغه کشور داشتن، در اولویت نبودن دغدغه تشکل و حزب خود، مسئله شخصی نداشتن، و امروز نیز باور به مدیریت علمی در کشور را به آنها اضافه میکنم.حالا بجای اینکه من و شما یا هر شخصیت و حزب و تشکلی بگوید از میان نامزدان مطرح : عارف، کروبی، نجفی، نوری و خاتمی چه کسی این ویژگی ها را دارد،(و حالا که طرح آقای دکتر نجفی به جایی نرسید). آیا بهتر نیست جمعی از بزرگان گشور با همنظری به جمع بندی برسند و آنرا به نمایندگی از همه طیف های اصلاح طلب به مردم خوب و نجیب معرفی کنند.
پیشنهاد مشخصم این است که جناب آقایان هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، مصطفی معین،مهدی کروبی و سید محمد خاتمی باطمانینه به همنظری برسند و آنرا اعلام کنند (و تا آخر بر تصمیم خود بایستند) اگر این چنین شود بنظر می رسد امیدی تازه در ایرانیان اصلاح طلب بوجود خواهد آمد. بنظرم این کار اخلاقی ترین امر انتخابات ریاست جمهوری آینده خواهد بود.
گمان میکنید این صدا با فاصله ۱۰۰۰ کیلو متری از پایتخت به جایی برسد؟
بردباری تحمل هر چیزی نیست. کسی که هتک ناموس ، شکنجه ، قتل را نادیده میگیرد او فضیلت مند نیست. مسئله بردباری، بیشتر در زمینه تحمل دیدگاههای گوناگون پیش می آید.
تمامیت خواهان نا بردبارند زیرا از نظر آنان حقیقت نه قابل بحث است و نه قابل رای گیری، و نیازی به این که کسی برای آن برتری قائل شود ندارند. تمامیت خواهی با جزم اندیشی آغاز میشود و به سفسطه گری ختم میشود.
بردباری نوعی فرزانگی است که بر تعصب (این عشق هراسناک به حقیقت) چیره میشود. برای آن که بردبار باشیم، نه فقط نباید از دوست داشتن حقیقت دست بکشیم بلکه بر عکس، خود این عشق به حقیقت یکی از علتهای اساسی هستی ما است.
بردباری جایی بکار میرود که عشق، همدلی و احترام وجود دارد.
کمی باید عینی تر نوشت. سوال این است که یک رئیس جمهور و یک کابینه چه کارهایی باید بکنند تا صفت اخلاقی شامل آنها شود؟ بنظرم
۱.بهتر است رئیس جمهور محترم و کابینه محترم ایشان بجای اینکه به مدیریت جهانی فکر کنند، به مدیریت در ایران بسنده نمایند.
۲.در شرایط کنونی که ما در آن قرار داریم، بهتر است، اولویت توجهشان را به تامین نیازهای معیشتی مردم خوب و نجیب معطوف دارند. چرا که بقول استاد ملکیان واقعیت این است که تا نیازهای اولیه انسانها تامین نشود، نیازهای رده های بعدی نمی تواند مورد توجه قرار گیرد.
۳.همه ما ایرانیان و از جمله رئیس جمهور محترم بجای سخن گفتن از دین و فرهنگ و این دسته از موضوعات، کمی هم تلاش خود را به داشتن و به درونی کردن هر چه بیشتر آن در خود معطوف نمائیم.
آری ما انتظار تئوری پردازی درباره امامت و مهدویت را از ایشان نداریم، بلکه فکر میکنیم کافی است ایشان شرایط اقتصادی ایرانیان را به گونه ای تدبیر کنند تا اکثریتی از مردم، زمانی را هم، برای اخلاق گرایی و معنویت پیشگی پیدا کنند. که در این صورت ایشان نیز، سهم بزرگی در اخلاق و معنویت خواهند داشت.
حرفم در این پست از عدم مطالبه رعایت اخلاقیات از سوی مردم است. درست است که تا کنون دغدغه اساسی نامزدان انتخابات ها و نداهای حاکمان "اخلاق" نبوده است، اما کسی از میان مردم هم، یا جمعی و گروهی و یا تشکل و حزبی هم یافت نشده که به نمایندگی از طرفدارانش مطالبه پندار اخلاقی، کردار اخلاقی و گفتار اخلاقی کاندیداها، دولتمردان و حکومتگران را کرده باشد.
شاید با خود بگویید که نویسنده این وبلاگ خبر از گرفتاریهای مردم ندارد یا بگویید که نویسنده با مسایل اولیه و نیاز های اولیه این مردم آشنا نیست، اما در پاسخ میگوییم: درست است که نوبت رسیدن به نیازهای ثانویه همیشه بعد از رفع نیازهای اولیه رخ مینماید، اما سوال این است که آیا مردم نیازمند اخلاق پیشه و اخلاق طلب بهترند یا مردم نیازمند بی دغدغه اخلاق؟
صدای حکومت درباره انتخابات و از جمله انتخابات ریس جمهور آن قدر تکراری است که بازگو کردن آن خود تکرار مکرر است، و اگر غیر از این است، حاکمان نشان دهند که، کی، گفته اند که حکومت، اخلاق را ملاک قرار داده است. حکومت تأمل نماید که در چه دوره ای، شورای محترم نگهبان که نقش ممیزی کاندیداها را دارد به اصالت اخلاقی داوطلبان توجه کرده است. حتی حاکمان باید پاسخ دهند که با چه استدلالی در دوره قبل، اخلاقی ترین کاندیدای ریاست جمهوری -دکتر مصطفی معین- را ردصلاحیت کرده است.
آری، اگر نگوییم که خود مرتکب امر غیراخلاقی شده است حداقل می توان گفت که متأسفانه ملاکی به عنوان «رعایت اخلاقیات» مد نظر حکومت نبوده است.
به یاد ندارم که در این سی سال نامزدان ریاست جمهوری گفته باشند می آیم تا زمینه های نهادینه شدن اخلاق در جامعه را فراهم سازم و یا گفته باشد با پایبندی به اخلاق پیشرفت کشور را پی جویی می کنم.
آقای بنی صدر از اقتصاد می گفت؛ شهید رجایی از مکتب و امام؛ حضرت خامنه ای نیز از اسلام و انقلاب؛ جناب رفسنجانی از رفاه و گشایش؛ خاتمی مظلوم از آزادی؛ و کاندیداهای دوره قبل هرکدام نغمه ای سر می دادند، از اقتدار و اقتصاد و رفاه و برخی از فرهنگ و هوای تازه می گفتند و فقط (آن هم تا حدی) صدای دکتر مصطفی معین شبیه دغدغه ای است که در این پست ها از آن سخن به میان می آید. او می گفت: آمده ام تا دموکراسی را نهادینه کنم، اما به صراحت نگفت چون دموکراسی، به اخلاقی شدن حاکم و حکومت یاری می رساند.
آری؛ کسی از اخلاق سخن متفاوت و متمایزی مطرح نکرد حال آن که مسأله کشور ما، اخلاق است.