آیا در انتخاب هایمان اخلاق دخالت داشته است؟

آرام آرام به مقصد "این پست ها"ی اخیر، یعنی رابطه اخلاق و انتخاب نزدیک میشویم. اجازه بدهید ادعایی طرح شود، ادعای عدم توجه به مقوله اخلاق در انتخابات.
از اول انقلابمان تا کنون آنچه به گوش ما رسانده اند اینها بوده است: از حجت شرعی داشتن، از ضرورت پایش انقلاب، از برای مقابله با دشمنان خارجی، بعضی وقتها از برای نشاندن کژاندیشان بر سر جایشان، از به ارمغان آوردن رفاه و گشایش، از رسیدن به آزادی های سیاسی، از رساندن پول نفت بر سر سفرهایمان و ... هرچند همه اینها به جای خود لازم و مفید مینماید، اما غمگنانه باید گفت: تا به حال گفته نشده (یا آنقدر رقیق و غیر مستقیم) که برای پایبندی به اخلاق و برای پاسداری از اخلاق باید انتخاب کرد. به تعبیر دیگر ادعا این است که تا کنون ما ایرانیان به "انتخاب اخلاقی" فرا خوانده نشدیم.
در ۳ پست آینده از حرفهای کاندیداها، حاکمان و مردم چیزهایی را من باب نمونه خواهم نوشت.    

انتخاب رئیس جمهور

گویا انتخابات ریاست جمهوری بهار ۸۸ آنقدر مهم و سرنوشت ساز شده است که چندی است بحث آن در سطح رسانه ها و مطبوعات و در جمع احزاب و تشکلها و در میان اظهار نظر شخصیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آغاز گرديده است.
من هم بعنوان يک وبلاگ نويس کم بضاعت تلاش ميکنم تا سهم خود را در روشن کردن يک وجه از منشور انتخابات رياست جمهوري ايفا نمايم. در اين پست به اخلاق انتخابي ميپردازم و به اميد حق در پست هاي بعدي به انتخاب اخلاقي رياست جمهوري خواهم پرداخت.
آري تا کنون اخلاق ايرانيان در انتخاب رئيس جمهور را بيش از هر چيز در "تنوع طلبي" و "احساس گرايي" يافته ام. البته مرحله اول انتخابات رياست جمهوري گذشته استثنا بود چرا که تکثر کانديداها و نتايج حاصل از آن (فارغ از مسايل و حاشيه هاي آن) چنان بود که ميتوان گفت در آن مرحله معدل خوبي از آگاهي، عقلانيت و تفکر در انتخاب رئيس جمهور مورد نظر اقشار و افکار مختلف مردم وجود داشت.
اميدوارم انتخاب رئيس جمهور بهار ۸۸ اگر باز هم با تنوع طلبي و احساس گرايي همراه شد حداقل با تنوع طلبي مستدل و احساس گرايي معقول همراه باشد. و البته به علاوه برخي ويژگي هاي ديگر. 

سادگی

سادگی دوازدهمین فضیلت از کتاب "رساله ای کوچک در باب فضیلتهای بزرگ" است که به اندازه یک پارگراف برایتان مینویسم. اسپونول مینویسد: سادگی سبک ترین، شفاف ترین و کمیاب ترین فضیلت هاست. آدم ساده خیلی زیاد درباره خود از خود پرسش نمیکند، به دلیل آن که خود را همانطور که هست قبول دارد. آدم ساده نه خود را ستایش میکند و نه تحقیر.
سادگی: زندگی است بی جمله ها و بی دروغ ها، بی گزافه گویی، بی تکلف. سادگی خلاف دو رویی، پیچیدگی و پر مدعایی است، به همین دلیل است که ساده بودن بسیار دشوار است.
خرد، هنر هدایت کردن پیچیده ترین به ساده ترین است نه بر عکس. سادگی یک فضیلت روشنفکری هم است. شفافیت در نگاه، پاکی در قلب، صمیمیت در گفتار، درستی در روح و رفتار، این ها همه اش از ساده بودن است.

انتخابات اخلاقی 3

آخرین بخش از انتخابات اخلاقی مربوط است به "انتخاب کنندگان". براستی چه رفتار یا رفتارهایی شرط اخلاقی بودن این دسته خواهد بود؟
نمیخواهم از حب و بغض بیجا، از نا امیدی، از انتظارات بی مورد و اضافی انتخاب کنندگان سخن بگویم بلکه به سیاق ۲ پست قبلی، مطالبه برنامه داشتن از کاندیداها را محور اخلاقی عمل کردن انتخاب گران قرار میدهم. چرا که، اگر کاندیداها متشکل بودند و برنامه منسجمی را ارائه کردند و برگزار کنندگان انتخابات، زمینه برابر را، برای رسیدن صدای آنها به مردم شریف فراهم ساختند، آنگاه تکلیف روشن است و ساده. کافی است مردم عزیز بدور از هیجانات و احساسات نا معقول، آگاهانه و مسئولانه دست به انتخاب بزنند و به کسانی رای دهند که دارای برنامه هایی عدالت خواهانه، آزادی گرایانه و صلح جویانه، برای پیشرفت کشورند. که اگر با وجود شرایط، بی تفاوتی اختیار کردند و یا به هر نحوی از مسئولیت آنهم در حد، یک حضور - یک رای سر باز زدند، انگاه میتوان گفت که آنان مرتکب امر غیر اخلاقی شده اند. چنین مباد. 

انتخابات اخلاقی 2

نوبت این پست "برگزار کنندگان اخلاقی انتخابات " است. امروز هم اخلاقی بودن این ضلع را از زاویه کمک به برنامه داشتن یا نداشتن کاندیداها ( برای مملکت) بررسی میکنم. و قصد آن ندارم که به وجوهی مانند امانت دار بودن، پاک دستی ماموران نظارتی و اجرایی، نگرش مثبت داشتن به کاندیداها، پاسخگو بودن مسئولان و ... بپردازم. چرا که مهمترین رکن و مسئله کشور را برنامه مدون و یکپارچه نداشتن میدانم و آنرا هم به این خاطر میدانم که مملکت ما فاقد احزاب و تشکل های قوی و فکور و فراگیر است.
از این منظر، برگزار کنندگان (دولت و حاکمیت) زمانی اخلاقی اند، که راه را برای تقویت تشکل ها و احزاب آزاد، هموار کنند. تا در سایه وجود احزابی قوی، ایران دارای برنامه های پیشرفت و توسعه واقعی تر شود. آن هم نه یک برنامه که برنامه های متنوع، و اگر شرط بعدی اخلاقی بودن حاکمان (برگزار کنندگان) که همانا ایجاد امکان برابر برای رساندن صدای همه احزاب به ملت فراهم شد، آنگاه نوبت به ضلع بعدی یعنی شرکت کنندگان خواهد رسید. باشد تا پست آتی. 

انتخابات اخلاقی

متن زیر را سه شنبه پیش نوشتم.
سلامی سبز از شمال سبز ایران تقدیم میکنم و چه زیباست در کنار دریای آسمانی رنگ، درباره  "انتخابات اخلاقی " نوشتن. 
در پست قبل انتخابات را دارای سه ضلع ، انتخاب شوندگان، برگزارکنندگان و انتخاب کنندگان، دانستیم،امروز به شرایط متصور انتخاب شونده اخلاقی میپردازیم.
در این باره خیلی چیزها میتوان گفت: نیت و انگیزه خیر برای خدمت کردن، قانونمند بودن، اثباتی عمل کردن، انتقاد از رقیب بدون هتک حرمت او، عدم عوامفریبی و برخی چیزهای دیگر که معمولا روزنامه ها و سخنرانان مینویسند و میگویند. اما این پست ، سهم خود را یک عامل دیگر یعنی "برنامه داشتن" را شرط اخلاقی بودن کاندیداها قرار میدهد.
اما مگر میشود که مثلا در انتخابات مجلس، ۲۹۰ نماینده، ۲۹۰ برنامه داشته باشند؟ که در غیر عقلی و غیر عملی بودن آن شکی نیست، پس گویا به شرطی دیگر نیاز است، آن شرط را متشکل بودن و تشکل داشتن مینامیم. چرا که استفاده از "عقل جمعی" به ما در ارائه برنامه ای منسجم و دارای پشتوانه اطمینان بیشتری میدهد، خلاصه کلام اینکه، از این منظر، انتخاب شوندگان اخلاقی کسانی اند که متشکلند، دارای برنامه واقع بینانه اند و دغدغه پیشرفت مردم وکشور را دارند. یا در عبارتی دیگر: کاندیداهای غیر اخلاقی کسانی اند که فریب کارانه برنامه های یک نفره، باندی یا محفلی را بی پشتوانه علمی و عملی برای جمع کردن رای تبلیغ میکنند.    

اخلاق انتخاباتی

معمولا در موسم انتخابات خیلی چیز ها درباره این عنوان مینویسند و در همین انتخابات اخیر منشور انتخابات تدوین شد. که من قصد تکرار آنها را ندارم. و فقط به سهم خود عرض میکنم که ۱. اخلاق انتخاباتی از جنس اخلاق کاربردی و اخلاق حرفه ای است، ۲. با اینکه اخلاق انتخاباتی به اخلاق مربوط است اما با انتخابات اخلاقی تفاوت هایی دارد، ۳.اخلاق انتخاباتی سه ضلع دارد، که اگر بخواهیم برای هر ضلع بارزترین صفت را پیدا کنیم شاید به این نکات برسیم. الف) پذیرش اصل رقابت سالم از سوی نامزدها و هواداران و حتی رقبای ایشان برای ضلع انتخاب شوندگان، ب) رعایت قوانین و رویه های برابر برای همه طرف های انتخاباتی از سوی برگزار کنندگان، و بالاخره ج) مسئولیت پذیری انتخاب کنندگان.
انشاالله پست بعدی  انتخابات اخلاقی .

اخلاق انتخاباتی، انتخابات اخلاقی، اخلاق انتخابی و انتخاب اخلاقی

با اینکه می‌دانم مخاطبان وبلاگم بر معنای اصطلاحات بالا واقفند اما به این امید آنرا می‌نویسم که یک نفر جدید آنرا بخواند و به دیگری منتقل کند، که اگر سهم من در ایران عزیز همان یک مخاطب جدید (بعلاوه 10، 15 نفری که همدلانه نوشته‌هایم را مورد نقد یا تکمیل و تایید قرار می‌دهند) باشد، در این صورت ما 15 نفر در اطراف خود دایره‌ای از دوستان، آشنایان و اقوامی را خواهیم داشت که می‌توانیم راجع به درستی و نادرستی این مطالب با هم گفتگو کنیم. در این صورت شاید احساس ادای دین (به قدر وسعمان) کنیم.
در مباحث سیاسی و اجتماعی همیشه عده‌ایی هستند که فکر می‌کنند دیگری باید تعیین تکلیف کند، دیگری باید راه و چاه را نشانمان دهد. هرچند گوش بودن و شنیدن حرفهای فهمیدگان و فرهیختگان، هیچگاه خالی از سود و فایده نیست اما هر ایرانی به سهم خود می‌تواند یک ملت باشد و من فقط سهم خود را در همراه کردن یک ایرانی با خود می‌دانم. ان شاء الله در مورد مفاهیم یادشده در پستهای دیگر مطالبی خواهم نوشت.
به همراهی و نقدها و نظرات شما نظر خواهم کرد.