پاداش ما، "شدن" است

ـ تلخی ها و سختی هایش مرا در میانه راه از ادامه باز میداشت، اما مقاومت کردم تا بالاخره به سر آمد و اکنون دیگر در سر ندارم که کاری دگر کنم.
ـ شما چون در گیر و بند کار هستید قدر و منزلت این آثار را نمیدانید. از هم اکنون به فکر چهارمی اش باشید و بلافاصله پیشنهاد دادم متن بعدی را در گفتگو با آقای قاسمیان بنویسید.
جمله اول از آقای کمال الدین غراب است و راجع به تئاتر سرزمین سفلی و جمله بعدی از آن من است اندر ضرورت و تکریم این گونه کارها.
آقای غراب نه برداشت و نه گذاشت فرمود: اتفاقا در همین روزها درباره "رنج" فکر میکردم که گویا تجربه گریز ناپذیر همه ما آدمیان است...همچنان ادامه دادیم تا اینکه به این نکته رسیدیم که گویا "تجربه شدن" اصالت دارد... آن قلم بدست توانا ۲ ساعت بعد تلفنی گفت: در همین فاصله متنی را نوشتم... و من متن را از او گرفتم و هم اجازه انتشارش را. جناب غراب نوشته بود:

پاداش ما شدن است 
حتی اگر باور نمیکنید که به چیزی میرسید، یا نمیخواهید برسید. برای بزرگ شدن روحتان باید از خویشتن هجرت کنید، پای به راه بسپارید. بروید تا آنجا که یک انسان بی کرانه شوید، بی حد و مرز... بهشت، در همین " شدن " نهفته است. انسان فقط "تجربه" است. و رنج، آموزگار آن.
"رنج"، آموزگار عبوس زندگی است، و ما شاگردانی که غیبت از محضر او را نمی توانیم. او ، هر روز به خانه ما می آید، و بی اجازه، وارد میشود و درس های خود را بر روح و روان ما دیکته میکند و ما تا آموزه های او را فرا نگیریم، از سرمان دست بر نمی دارد. ممکن است چند روزی بگذارد استراحت کنیم. اما گویی دلواپس است که شاگرد خود را از دست بدهد. از این رو بلافاصله به سراغمان می آید.  

دلایل استاد ملکیان برای حضور آقای خاتمی به عرصه انتخابات

۱. در مقابل مضرات تداوم دولت آقای احمدی نژاد، استاد معتقدند ۴ شاخص غیر اخلاقی دولت فعلی، به آقای خاتمی وارد نیست چرا که خاتمی به آزادی معتقد است، بجای وجیه المله بودن ، خادم المله خواهد بود و به سه اصل اخلاق جهانی (صداقت، تواضع، احسان) پایبند است و بجای تعقیب منویات شخصی به ضابطه و قانون توجه میکند.
۲. استاد ملکیان، چون آقای خاتمی را دارای شخصیتی با وجدان اخلاقی قوی و زنده می یابند، استدلال میکنند: اگر آقای خاتمی نیاید و باعث شود که اتفاقات و روندهای نامطلوبی دولت بعدی دامنگیر ملت شود بعد ایشان خود را نخواهد بخشید و البته استاد این نگاه و تکلیف را هم برای ایرانیان و نخبگانی که میتوانند برای آمدن و پیروزی وی تلاش کنند صادق میدانند.
۳. استاد پاسخ پرسشی مقدر را هم میدهند که چرا نخبگان وظیفه اخلاقی دارند برای آمدن و پیروزی خاتمی تلاش کنند و قبل از پاسخ بصورت مقدمه بحث میفرمایند در زندگی اخلاقی، اکثر انسانها میان بد و خوب سرگردان نیستند بلکه میان بد و بدتر یا میان خوب و خوبتر مخیرند بنابراین به دلایل زیر خاتمی گزینه اصلح است:
الف) زیرا آقای خاتمی اصولی را در عالم سیاست معتقد است (با اینکه اصول سیاسی تلقی میشوند ولی) که بن مایه شان اخلاقی است. آقای خاتمی به اصول پنجگانه دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، مدارا و تکثرگرایی که باور و التزام به آن مقتضای اخلاقی زیستن است، اعتقاد دارد.
ب) آقای خاتمی، جهانی که در آن زندگی میکنیم را بهتر از رقبای خود میشناسد یعنی که او بیش از دیگران به نقاط قوت وضعف و به محدودیتها و فرصتهای جهان واقف است.
ج) سومین امتیاز آقای خاتمی، ویژگیهای پسندیده شخصیتی، منشی و اخلاقی روانی اوست. استاد ملکیان میفرمایند آقای خاتمی (مانند معلمی است که همه داشته هایش را به دانشجویان میدهد)، می آید تا آن چیزی را که دارد به مردم بدهد نه اینکه از طریق مردم به آلاف و الوف برسد.
آقای خاتمی حتی حاضر نبود و نیست که به قهرمان ملی و یا چهره مردمی جهان سومی ها تبدیل شود، و این خصلت خود خصلت اخلاقی است.  

تئاتر "سرزمین سفلی"

1. ساعت 18:15 وارد مجتمع دکتر علی شریعتی شدم. آقای پورنوروز را در دفتر کارش ملاقات کردم. پس از عرض تبریک و پرسش از برنامه هایش عرض کردم که جهاد برای تملک اینجا چند موضوع را در نظر داشته است و چند تای آن مانده است که عبارتند از:
الف) کاشتن تابلوی یادمان مفاخر علمی فرهنگی در پای درخت غرص شده به همین منظور.
ب) اختصاص اتاقی برای تجلیل از این مفاخر (موزه ای زنده)؛
و می خواستم بگویم:ج) اجرای برنامه هایی در تالار فردوسی که در جمع های خصوصی از آن به عنوان حسینیه ارشاد مشهد یاد می کردیم. (منظور کارکرد قبل از انقلاب آن است)
2. ساعت 18:30 برای دیدن تئاتر به سالن رفتم، تئاتر را دیدم. در آخرین میان پرده ها با خود گفتم بروم  پیشانی آقای غراب را ببوسم و دست آقای عطاریان صبور، مظلوم، سخت کوش و... بعد از تئاتر آقای عطاریان را ندیدم اما به نیابت از همه دوستان آقایان صفار، الله وردی، عارفی و برخی از بازیگران عزیز سپاسگزاری کردم.
3. سرزمین سفلی آن قدر جذاب و تأمل برانگیز بود که ۵،۴ بار ناخودآگاه مجبور شدم اشک هایم را از روی گونه هایم پاک کنم که کسی نبیند و نفهمد. سرزمین سفلی دیدنی است، باز هم خواهم رفت و  هرکسی را توان داشته باشم دعوت خواهم کرد. شاید این چیزها در میان زندگی زمینی شده امروز ما مرحمی شود برای برخی از زخم هایمان. با این که برخی از پرده های آن شانه به شانه تئاتر "درد بودن" می زند و برخی از پرده ها از پرده دوم درد بودن بالاتر می رود نمی دانم چرا نمی توانم  بگویم از درد بودن بهتر بود.

مضرات اخلاقی تداوم دولت آقای دکتر احمدی نژاد از نگاه استاد ملکیان

استاد مصطفی ملکیان در سخنرانی اخیر خود 4 ضرر اخلاقی را برای تداوم ریاست جمهور شدن آقای دکتر احمدی نژ اد بر شمردند، که خلاصه آن اینهاست:
اولین ضرر اخلاقی، ضربه خوردن آزادی است و آنرا با این لطافت که اخلاقی زیستن فقط در آزادانه زیستن معنا دارد مرتبط نموده اند و استدلال آورده اند که اگر ما آزاد نباشیم اما کار خوب انجام دهیم، هیچ ارزشی بر آن متصور نیست و اگر هم در اجبار، کار بد انجام دهیم، باز به لحاظ اخلاقی مذمتی در کار نیست. پس اصل اختیار، در خوبی و بدی هر عملی، شرط اصلی است و معتقدند دولت ایشان به آزادی اعتقاد ندارد.
دومین ضرر اخلاقی رییس جمهور فعلی به وجیه المله بودن ایشان است به همین خاطر بجای توجه به مصالح یا مفاسد مردم به خوشایند و بد آیندهای مردم توجه میکند.این عدم توجه به مصالح یا مفاسد واقعی ملت خود کاری نا اخلاقی است.
سومین ضرر اخلاقی را در زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی جهانشمول مانند صداقت، تواضع و احسان میدانند و قبل از دلیل آوردن، به معنای واقعی این سه اصطلاح اشاره میکنند و میفرمایند: صداقت یعنی پنج ساحت وجودی انسان ( عقاید، احساسات و عواطف، خواسته ها، گفتار، کردار ) بر هم منطبق باشد. نه اینکه یعنی فقط راستگو باشیم. اما تواضع هم نه کمی بیشتر از ادب رعایت کردن است که معنای واقعی آن این است که انسان خودش را دیگری فرض کند و در پایان احسان یعنی که انسانها دیگران را خود فرض کنند. سپس استاد دلیل نا صداقتی این دولت را برخورد با مفاسد اقتصادی میدانند چرا که بجای بر خورد صادقانه با مفسدان اقتصادی بدنبال برخورد با مخالفان خود بوده اند، و درباره عدم تواضع میگویند این دولت بجای اینکه تواضع بخرج دهد و خوبی های خود را نادیده بگیرد و یا اینکه تبختر نکند، خوبی های دیگران را هم به نام خودش تمام میکند و در مورد احسان میفرمایند: آیا دولت مردان فعلی میدانند که برنامه هایشان و سبک کشورداریشان چه درد و رنجی را بر مردم تحمیل کرده است و چطور میشود که در مقابل آلام ملت بی تفاوتی در عمل نشان میدهند، در صورتی که احسان غیر از این را توصیه میکند.
چهارمین ضرر اخلاقی: بجای حاکم بودن قانون، اوامر و نواهی شخصی حاکم است در این حالت چنانچه کسی بخواهد در چنین سیستمی باقی بماند باید متملق باشد و چاپلوس و این به وضوح غیر اخلاقی است و روی دیگر این خصلت تفرعونی است که بوجود میآورد یعنی که در این سیستمها که سلیقه شخص حاکم میشود انسان باید نسبت به ما فوق خودش چاپلوس باشد و نسبت به مادون خود فرعون .     

پاکدامنی

آگوستین گفته است: اگر کسی از من بپرسد پاکدامنی چیست، میدانم که چیست. ولی اگر از من درخواست کند که آنرا تشریح کنم، دیگر نمیدانم که چیست. پاکدامنی یک حقیقت و یک راز است.
پاکی در نا آگاهی یا در نبود خواهش نیست بلکه، پاکی در خواهش بی خطا و زور، در خواهش تقسیم شده، در خواهش تعالی بخش و ستایش آفرین وجود دارد. پاکی، مهربانی خواهش، دلنشینی خواهش و بی گناهی خواهش است.
ناپاک بدی را در همه جا میبیند و از آن لذت میبرد، اما پاکدامن بدی را در هیچ جا نمی بیند، یا فقط در جایی می بیند که یافت میشود و از آن رنج میبرد.
یک عشق وجود دارد که میگیرد یا مالک میشود و این عشق نا پاک است و عشقی وجود دارد که میدهد یا در تماشا می اندیشد و این پاکدامنی است.

رنسانس ملکیان

در کمتر از یک هفته دو سخنرانی از استاد مصطفی ملکیان در مطبوعات انعکاس یافت. هر دوی آنرا مطالعه کردم و قصد نمودم از این پس به ازائ هر سخنرانی یا اثر منتشره ایشان پستی را به آن اختصاص دهم. نه اینکه، چون حرفهای استاد مهم اند ـ که هستند ـ چون مستدل ترین اندیشمند معاصرش میدانم ـ که میدانم ـ چون باورمندترین روشنفکران است ـ که هست ـ و نه چون ... بلکه به این خاطر که احساس میکنم با ملکیانی دیگر ـ ملکیان نو شده ـ روبرو شده ام.

این پست خلاصه ای از سخنرانی وی درباره "عقلانیت اخلاقی زیستن"
استاد در پاسخ این پرسش که آیا عقلانی است که اخلاقی زندگی کنیم؟ میفرمایند: وقتی حرف از عقلانی بودن چیزی در میان میاید، یعنی که ما هزینه و فایده یک عمل را موردسنجش قرار میدهیم و درباره "سود اخلاقی زیستن" پنج دیدگاه رابیان داشتند.
۱. هزینه های اخلاقی زیستن همه دنیوی است اما تمامی سود آن ـ سود کامل ـ اخروی است پس می ارزد که انسان زیست اخلاقی داشته باشد.
۲. زندگی اخلاقی منجر به سودهای فردی در جامعه را باعث میشود مانند اینکه فرد از این طریق میخواهد به ثروت،یا قدرت، شهرت یا محبوبیت برسد.
۳. اخلاقی زیستن سودهای اجتماعی را مانند نظم و امنیت و رفاه و عدالت و آزادی را بدنبال میآورد.
۴. شخصی که مشی زیست اخلاقی را دنبال میکند در پی سود فردی در درون خود است مانند رسیدن به آرامش خاطر، نشاط درونی، امیدواری یا احساس معنا داری.
۵. اخلاقی زیستن به خاطر مطلوبیت ذاتی خود عقلانی است به تعبیر دیگر عقلانیت اخلاقی زیستن در خود اخلاقی زیستن است.
استاد ملکیان دلایل نقد ۴ دیدگاه اول را بیان داشته و در یک نگاه کلی آن دیدگاهها را بخاطر اینکه اخلاقی زیستن را ابزار و وسیله ای میداند برای یک مطلوب دیگر مانند سود اخروی یا ثروت و مکنت این جهانی، آرامش درونی یا یکسری مطلوبهای اجتماعی مورد نقد قرار داده و جذابیت و لذتبخش بودن اخلاقی زیستن را در نفس اخلاقی زیستن میدانند و میافزایند: هیچیک از آن نظریات ـ ۴ دیدگاه اول ـ شیفته خود خوبی اخلاقی نیستند بلکه در صدد رسیدن به مطلوب دیگری هستند، در صورتی که دیدگاه پنجم بر " عشق به خوبی " تاکید میکند هر چند در آن سودی نباشد.   

مدیریت اخلاقی کشور در انتخابات

فکر میکنم،حالا دیگر شما هم، مرادم را از مدیریت اخلاقی کشور در باب انتخابات دریافته اید. آری حاصل گفته های پیشین و از منظری که من به آن وارد شده ام زمانی مدیریت کشور اخلاقی خواهد بود تا در موضوعی مانند انتخابات ریاست جمهوری به "امید بخشی ایرانیان" و "پاسداری و تقویت بخش مثبت فرهنگ ایرانی" بها دهد. بدون هیچ کلی گویی ای، امیدوارم ارکان تصمیم ساز و تصمیم گیر مملکت، همگی در این مسئله نقش آفرینی کنند. و به عنوان یک مشهدی در اولویت اول، توقعم از رهبری محترم است تا به سهم خود، با رهنمودها و راهنمایی های سازنده خویش تلاش فرمایند تا رقابتی سالم و مثبت بوجود آید. به قول استاد ملکیان کاندیدا هایی: آزادی باور، خادم المله، صادق، متواضع و اهل احسان در دو طیف اصول گرایان و اصلاح طلبان حضور یابند و صحنه ای از رقابت اخلاقی میان این دو دیدگاه فراهم آید.
اینگونه است که به عنوان ایرانی به این صحنه افتخار خواهیم کرد و به مدیریت اخلاقی کشور آفرین خواهیم گفت.
فرض کنیم میر حسین موسوی و ولایتی/ /حداد عادل و خاتمی/ /نجفی و لاریجانی/ / کروبی و روحانی/ / و یا....بیایند.

اصول گرایی اخلاقی و انتخابات ریاست جمهوری

حتما یادتان است که اصلاح طلبی اخلاقی را در مقطع کنونی با "امید آفرینی برای ایرانیان" همراه کردم. امروز میخواهم ویژگی ای را درباره اصول گرایی ذکر کنم تا صفت اخلاقی ایشان تلقی شود. بنظر این قلم بدست کم بضاعت، اگر اصول گرایان تلاش نمایند تا سوابق تاریخی و فرهنگی مردم خوب ونجیب ایران را نمایندگی کنند، کار اخلاقی کرده اند.
بدین ترتیب در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، بایسته است معرفی کاندیدا با این ویژگی مطابق باشد. یعنی کاندیدای اصول گرایان اگر دهان به سخن میگشاید، سخنانش منطقی بودن ایرانیان را تداعی کند و اگر رفتاری از وی سر میزند متانت را به نمایش گذارد و اگر عملی را انجام میدهد بر اساس قاعده و قانون باشد.
پر واضح است، اگر اصول گرایان فردی را به جامعه معرفی کنند که فاقد منطق و متانت و علم باشد و به قواعد و قانون پایبند نباشد بس غیر اخلاقی عمل کرده اند. 

نقد طرفداران ورود خاتمی

از چه منظری منتقد ورود خاتمی عزیز در عرصه انتخابات ریاست جمهوری بهار 88 هستم:
1. با کارکردی که برای وبلاگم انتخاب نموده ام، پرواضح است که نقدم به ابعاد سیاسی ماجرا مربوط نمی شود بلکه نگاه از پنجره اخلاق است.
2. با این که مؤثرترین راه خدمت به ملت خوب و نجیب ایران (و به طور کلی در کشورهای توسعه نیافته) ورود به مراکز تصمیم گیری و حاکمیتی است اما به هیچ رو تنها راه «رییس جمهور شدن» نیست.
3. شاید یکی از مهم ترین آسیب های اخلاقی-اجتماعی ما عدم توجه و تخریب سرمایه های اجتماعی است چرا که با ناچیزترین بهانه ها آن را زیر پا می گذاریم و این البته نه فقط تعلق به برخی اصول گرایان دارد بلکه برخی از اصلاح طلبان نیز مرتکب آن می شوند.
4. یک قاعده کانتی می گوید: طوری عمل کن که انسان را همواره غایت بدانی و هرگز وسیله صرف به شمار نیاوری. از این روست که اگر خاتمی مظلوم را همچون" یک انسان" ، "یک غایت" بدانیم، باید در حفظ او به عنوان یکی از سرمایه های اجتماعی ما ایرانیان بکوشیم.
5. به گمان من نااخلاقی ترین کاری که ممکن است، به آن رضایت دهیم، این است که بپذیریم که خاتمی، این سرمایه فکری، فرهنگی و سیاسی اجتماعی ما، رقیب کسی شود که احیاناً برخی از طرفدارانش هیچ قیدی در رعایت اخلاقیات نداشته باشند.
6. ورود خاتمی وقتی مفید خواهد بود که حداقل شرایط اخلاقی فراهم باشد، نقد اساسی من هم این است که طرفداران ورود ایشان، حضور وی را بی قید و شرط و بی ملاحظه وضعیت رقیب، می خواهند و نقد اساسی تر این است که برخی از طرفداران می فرمایند، باید آقای خاتمی بیاید تا اصول گرایان مجبور به تن دادن به آقای احمدی نژاد شوند و در نتیجه انتخابات دوقطبی شود.
7. آری خاتمی عزیز با این شرایط نباید بیاید و فقط در صورتی شایسته است ورود پیدا کند، که طرف مقابل ایشان فردی متین و اهل رعایت اخلاق در طیف اصول گرایان باشد. فرض ورود آقای حدادعادل را از سوی اصول گرایان در نظر آوریم. به نظر می رسد که این دو رقیبی منصف و منطقی (اخلاقی) خواهند بود، که ضمن ارایه دیدگاه ها و روش ها و برنامه های خود می توانند به نقد منصفانه و عالمانه طرف خود بپردازد.