الگوهای اخلاقی(8)   فراتر از فرهیختگی و صداقت

بدلیل عروج شخصیتی فرزانه جناب حجت الاسلام آقای توسلی نوبت پست عدالت را به چهارشنبه وامیگذارم.

او که هنوز صدای گرمش و نگاه پر مهرش در پاسخ به سلامم، در سفر اخیر جناب آقای خاتمی به مشهد در گوش و چشمم مانده، چه صفاتی داشت؟ حتما درباره صفات او خواهند نوشت. اما کوتاه نوشت من:

می گویند آن که آرام است، از تنفر به دور است، از ترس آزاد است، او فرهیخته است. که مرحوم توسلی چنان بود. 

می گویند کسی که، آنچه در ذهن و ضمیرش میگذرد، با آنچه بر زبانش یا قلمش جاری میشود، و آنچه در عملش پدیدار میگردد، منطبق باشد، او به صفت صداقت متصف است،که مرحوم توسلی چنین بود. اما چه تعبیری برای کسی که تن و قلبش، با ضمیر و زبان و عملش یکی شود، شایسته است؟ شاید عاشق.

آری جناب مرحوم توسلی عاشق امام، عاشق تفکر امام، عاشق روش و منش امام و عاشق بیت شریف امام بود.

مطالب اخلاقی(15)   عدالت در عرصه اجتماع - عدالت توزیعی، مساوات طلبی

عدالت توزیعی یکی دیگر از انواع عدالت ها است، در این نوع از عدالت که به معنای توزیع منافع، میان افراد یک جامعه است، درباره رفتار تطبیقی افراد نیز بحث میشود، که خود بر ۳ نوعند: مساوات طلبانه، مزیت گروانه، و برابر خواهانه.

در عدالت توزیعی با گرایش مساوات طلبانه خیر یا منفعتی را بصورت مساوی میان افراد توزیع میکنیم. و لازمه آن داشتن خیر و تقسیم مساوی آن بر شمار افراد جامعه است، با اینکه در بادی امر درست بنظر میرسد اما با کمی دقت به اشکالات آن پی میبریم،اول اینکه ما شرایط افراد یک جامعه را برابر تلقی میکنیم، در صورتی که برخی سیرند و برخی گرسنه، یا شرایط یک انسان سالم را با یک انسان علیل یکسان میپنداریم. و دومین اشکال این است که در توزیع منفعت های غیر اقتصادی، قاعده مساوات طلبی بحث برانگیزتر میشود، مانند وقتی که بخواهیم اموری کیفی ـ مثل آزادی ـ را توزیع کنیم.     

مطالب اخلاقی (14)   عدالت در عرصه اجتماع - عدالت طبیعی

درست است که همه ما ممکن است درکی شهودی از عدالت داشته باشیم، ولی در واقع عدالت یکی از دشوارترین مفاهیم اساسی در اخلاق است. فیلسوفان اخلاق معتقدند عدالت انواعی دارد و یکی از آنها را عدالت طبیعی میدانند. مفهوم محوری در عدالت طبیعی قدرت است و اگر خواسته باشیم بدون هیچ حاشیه ای آنرا تعریف کنیم "تسلط اقویا بر ضعفا را عدالت طبیعی گویند" از دل این نوع عدالت، نظریه اخلاق سروران نیچه سر برآورده است، یعنی حق با کسی است که زور دارد.

اما واقعا چه فرقی میکند که چه کسی عامل این نوع از عدالت باشد. من تعیین کننده حق و باطل در جهانم، من میگویم چه خوب است چه بد، من تائید میکنم چه کسی خوب است چه کسی بد. چرا؟ چون امروز قدرت در دست من است.

مطالب اخلاقی(13)   عدالت

حتما شنیده اید که میگویند " عدالت یعنی هر چیزی را بر جای خود قرار دادن " .

مرتضی کلانتریان در ترجمه کتاب فضیلتهای بزرگ آورده است: عدالت در برگیرنده همه فضیلتهاست، عدالت فضیلتی مثل سایر فضیلتها نیست، عدالت افق همه فضیلتها و قانون همزیستی آنهاست. در عالم فردی عدالت معنای خود را باز نمی نماید، بلکه روابط ما با دیگری را تنظیم میکند، در حالت تنهایی عدالت بی موضوع، بی مناسبت و بی محتوا خواهد بود.

به همین خاطر، احتمالا عنوان "عدالت در عرصه اجتماع" که در روزهای آینده تقدیم خواهم کرد نه در یک پست که پست هایی را به خود اختصاص خواهد داد. ببینیم چه میشود.   

الگوهای اخلاقی(7)   آیتی روشن ضمیر(3)

ایشان(ایت الله شیخ مهدی نوغانی) نه فقط یک آیت الهی،عالمی فرزانه،پیرمردی روشن ضمیر، که برای من پدر بود. پدر روحانی، پدر معنوی. بارها برای گرفتن راهنمائی خدمتشان می رسیدم و ایشان همچون پدری دلسوز و آگاه همدلی و راهنمائی میکردند.

سال ۷۶ عرصه بر من تنگ آمده بود، با اینکه ایشان در جوار حق آرمیده بودند، اما به نیابت از وجود نازنینش و با اعتقاد کامل از آگاهی روحش، به پسرشان که حالا جای پدر نشسته بود، مراجعه کردم. از الطاف پدرشان یاد کردم و توضیح دادم که میان ۴ راهی حیران مانده ام، و تقاضای ۴ استخاره را کردم. فرزند، همچون پدر با لطف گفت: چون در موقعیت خاصی قرار دارید، اجازه بدهید تا فردا صبح، بین الطلوعین، برای هر ۴ مورد استخاره بگیرم   (۱. دعوت همکاری برخی مراکز اداری ـ سیاسی ۲. مامور به خدمت شدن در دانشگاه فردوسی ۳. محبت دوست دیرینه ام مبنی بر کار آزاد در زمینه صادرات و واردات و نهایتا ۴. به هر ترتیب در جهاد ادامه دادن.)   کاغذ شماره گذاری شده را تقدیم کردم و همان لحظه یه روح آن سفر کرده درود فرستادم. فرذا، پاسخ را دریافت کردم اینگونه آمده بود: ۱. خوب است اما اولش با زحمت همراه است. ۲. از نظر دنیوی خوب است.  ۳. متوسط است.  ۴. از نظر .... بسیار خوب است.

الگوهای اخلاقی(6)   آیتی روشن ضمیر (2)

همانطور که در پست قبلی عرض کردم، ۳ نوبت در سال (دهه اول محرم،دهه آخر صفر،شبهای احیاء) به مسجد یا منزل میرزا مهدی آقای نوغانی رحمت الله علیه میرفتم. ایشان عموما در ابتدای منبر چند بیت شعر می خواندند، سپس بیان مقتل یا تفسیر قران و بعد نصایح و مواعظی میفرمودند و دست آخر ذکر مصیبت. همه بخشهای سخنان ایشان برایم جذاب بود. اما صد حیف که نمی توانم حالات و سکنات عارفانه آن پیر فرزانه را در هنگام خواندن ابیات اول سخنرانی منتقل کنم.

 همه آن چیزی که در آن سالها کام مرا سیراب می کرد همان فراز آغازین سخنرانی ایشان بود و بی اغراق میگویم همه فرازهای دیگر بعد از آن ابیات برایم معنا دار میشد. کاش شما هم می بودید، و من نیز برای توفیق درک آن عالم وارسته، خدایم را سپاسگزارم.

الگوهای اخلاقی(5)   آیتی روشن ضمیر

آن عالم فرزانه، آن کسی که در پای سجاده اش به حرفها گوش می سپرد و به سوالات، پاسخ میداد. سالانه در ۳ برنامه و گاهی فقط به بهانه زیارتشان به مسجد ایشان میرفتم، دیدن از میان صفوف نماز و از میان مردم، بدون مراجعه و دیدار رو در رو. از میرزا مهدی آقای نوغانی، آن آیت روشن ضمیر خاطرات زیادی دارم، خیلی نکته شنیدم، اما امروز فقط به یک مورد اکتفا میکنم.

 شب جمعه، کتابچه های دعای کمیل را توزیع کردند، اولین باری بود که شب جمعه به مسجد ایشان (مسجد فاضل) رفته بودم. مفاتیح به دست رفتند روی منبر، رو به جمعیت، قرائت دعای کمیل را شروع کردند، بدون هیچ مقدمه ای، و یا تکرار فرازهایی از دعا، بدون خواندن مصیبتی در میان دعا، و...، حدود ۲۰ دقیقه ای تمام شد و من در عین تعقیب دعا، راستش با خود می گفتم پس مدل های دیگر دعای کمیل خواندن چی هستند؟

ایشان که آمرزیده هستند به یقین. آرزو دارم در روز حشر از همان نگاه های پر مهرش در این دنیا، نیم نگاهی هم بر من اندازد.   

اخلاق و حقوق بشر(7)   گستره برده داری

ماده ۴ اعلامیه حقوق بشر : هیچ فردی نباید به بردگی یا خدمت اجباری گرفته شود. برده داری و تجارت برده به هر شکل آن باید ممنوع باشد.

چرا این اصل از اعلامیه حذف نمی شود؟ مگر امروز ملتی، دولتی، اشخاص یا حتی یک انسان شریف یافت میشود که به برده داری و تجارت برده صحه بگذارد؟

آیا برده داری در دنیای جدید منحصر است به نوعی از سوء استفاده از ضعیف ماندگان فرهنگی؟ و آیا ممکن است استفاده از این اصطلاح در حوزه های فکری و سیاسی معنا دار باشد؟

ما میدانیم که نوع جدید برده داری در دنیای معاصر بدون شک ضد اخلاقی است، اما آیا برده داری فکری و سیاسی اخلاقی است؟

زندگی (7)   دختر خوب

شاید دختر خوب، دختری باشد با این ویژگیها: اول اینکه آداب و رسومی را از پدر و بویژه مادرش فرا گیرد تا او را در روابط خانوادگی، همکلاسی ها و گروه همسالان و... راهنما باشد. دوم اینکه بایسته های دوره ازدواج را فهم کند، به عبارت دیگر همیشه یادش باشد که روزی ازدواج خواهد کرد، پس چه شایسته، که در دوران دختری اش، او به دختری با وقار و متین شهره شده باشد. و سومین نکته اینکه این دختر خانم خوب که ازدواج کرده و مادر شده و حتی سن وسالی هم از او گذشته است، بداند که نسبت به پدر و مادرش حکم دختر را دارد، به همین خاطر ویژگی سوم دختر های خوب این است که کمک و یاری رساندن به بزرگتر ها را هیچ گاه فراموش نکنند. 

تجارب اخلاقی (7 )    دعای کهنسالان

بیش از یک دهه قبل، سوار بر فولکس مشکی، به قصد دیدن پدر و مادرم، زن کهنسالی عصا به دست اول خیابان دکتر بهشتی ایستاده بود. ترمز زدم، سلام مادر جان، کجا میروید؟ او با سلام و دعا بر روی صندلی نشست. گفتم منزل مادرم انتهای همین خیابان است، شما بفرمائید کجا بروم، گفت اتفاقا من هم همانطرف میروم، وقتی به بهشتی ۴۴ رسیدم خواستم بپیچم، گفتم کجا بروم؟ گفت سمت چپ، (همان جایی که مسیرم بود) او نگذاشت از مقابل خانه مادرم آن طرف تر بروم، میگفت منزلم همین چند قدم جلوتر است. پیاده شد،تکیه بر عصایش، رو به من، گفت: از خدا میخواهم یک ماشین خوب به تو عطا کند، گفتم : مادر جان از خدا بخواهید تا انسان شوم ، گفت: هر دو را برایت می خواهم.

اگر باز هم ببینمش همان خواسته را تکرار خواهم کرد.          

مطالب اخلاقی(12 )   شجاعت در عرصه اجتماع

تکلیف شجاعت در عرصه اجتماع را پست قبلی روشن کرده است. خدا نکند که رئیس یک مجموعه یا حاکمان یک ملت ترسو یا بی باک باشند، چرا که ترس موجبات زبونی، ضعف نفس و خود کم بینی را فراهم می آورد و بی باکی میتواند یک مجموعه یا یک ملت را به خود بزرگ بینی و اقدام به کارهای نسنجیده بکشاند.

همانطور که استمرار ترس موجب حقارت است، اصرار بر بی باکی نوعی حماقت بحساب می آید، اما شجاعت ( فارغ از ترس و فارغ از بی باکی ) فضیلتی است که میتواند عزت نفس، ثبات و پایداری و بلند همتی یک مجموعه یا یک ملت را به ارمغان آورد.  

مطالب اخلاقی(11) شجاعت

در ترجمه کتاب جامع السعادات ملا مهدی نراقی آمده است: " شجاعت اطاعت از عقل است در اقدام بر کارهای خطیر " .  شجاعت فضیلتی است میان دو رذیلت اخلاقی ترس و بی باکی. کسی که ترسو است، شجاع نیست، او یک فرد زبون است، و کسی که بی باک است، شجاع نیست، او یک دیوانه است. 

شجاعت شرط تحقق بقیه فضیلتهاست، چرا که عادل بی شجاعت، جرئت پیکار با بی عدالتی را پیدا نخواهد کرد.  فرد شجاع همیشه مورد احترام است. مورد احترام ملت ها، جوامع و تاریخ.